خلاصه سند
سند «چشمانداز جهانی میانسال ۲۰۲۶» مؤسسه سرمایهگذاری بلکراک، جهان سرمایهگذاری را در دورهای توصیف میکند که از یکسو با کمبود و محدودیت منابع و از سوی دیگر با امید به فراوانی ناشی از هوش مصنوعی شکل گرفته است. از دید نویسندگان، کمبود نیروی کار، انرژی، زیرساخت، سرمایه و مواد اولیه در حال افزایش فشار بر رشد اقتصادی، تورم و نرخهای بهره است؛ در حالیکه هوش مصنوعی میتواند در بلندمدت بهرهوری و رشد اقتصادی را بهطور ساختاری افزایش دهد.
پیام اصلی
بلکراک معتقد است اقتصاد جهانی دیگر بر مبنای یک سناریوی پایه و نسبتاً قابلپیشبینی حرکت نمیکند، بلکه با چند مسیر کاملاً متفاوت مواجه است:
- سناریوی فراوانی: هوش مصنوعی بهرهوری را افزایش میدهد، رشد آمریکا از روند تاریخی حدود ۱٫۹ تا ۲ درصد فراتر میرود و فشار بدهیها کاهش مییابد.
- سناریوی کمبود: محدودیت انرژی، سرمایه، نیروی کار و مواد اولیه پابرجا میماند، رشد نزدیک روند تاریخی باقی میماند و نرخ بهره و ریسک بدهی بالا میماند.
این وضعیت را سند «چندشاخهای شدن نتایج» یا Polyfurcation مینامد؛ یعنی بهجای نوسان حول یک پیشبینی مرکزی، بازارها میان چند آینده متفاوت و ناسازگار حرکت میکنند.
شش پرسش کلان اقتصادی
سند شش «تصمیم یا پرسش کلان» را برای سرمایهگذاران برجسته میکند:
- آیا هوش مصنوعی موجب جهش پایدار رشد اقتصادی میشود؟
- هزینه استفاده و توسعه هوش مصنوعی کاهش مییابد یا به دلیل کمبود محاسبات، انرژی و سرمایه افزایش پیدا میکند؟
- نرخهای بهره در آینده کاهش مییابند یا به دلیل تورم و رقابت برای سرمایه، بالا میمانند؟
- آیا رشد اقتصادی میتواند بدهیهای دولتها و شرکتها را قابلمدیریت کند؟
- آیا شوکهای ژئوپولیتیکی موقتی خواهند بود یا اختلالهای پایدار در انرژی و زنجیره تأمین ایجاد میکنند؟
- آیا برتری بازار آمریکا ادامه مییابد یا سایر کشورها سهم بیشتری از رشد و سودآوری جهانی به دست میآورند؟
سه محور سرمایهگذاری
۱. کمبود در زنجیره هوش مصنوعی
بلکراک توصیه میکند بهجای تلاش برای شناسایی برنده نهایی مدلهای هوش مصنوعی، روی گلوگاههای ضروری زنجیره ارزش تمرکز شود:
- انرژی و برق؛
- شبکههای انتقال و توزیع؛
- تراشهها و حافظه؛
- مراکز داده؛
- زیرساخت محاسباتی؛
- حسگرها و رباتیک.
این مؤسسه همچنان به سهام آمریکا گرایش دارد، اما بر سرمایهگذاری فعال و انتخابی تأکید میکند؛ زیرا بازده شرکتها در بخشهای مختلف زنجیره هوش مصنوعی بهشدت متفاوت است. همچنین، هوش مصنوعی فیزیکی شامل رباتها، خودروهای خودران، پهپادها و اتوماسیون صنعتی را مرحله بعدی توسعه هوش مصنوعی میداند.
۲. درآمد پایدار
با وجود جذابتر شدن بازده اوراق، بلکراک ترجیح میدهد درآمد از ابزارهایی با سررسید کوتاهتر و ریسک نرخ بهره کمتر به دست آید، نه از اوراق بلندمدت با حساسیت بالا به نرخها.
مورد توجه سند عبارتاند از:
- اوراق دولتی کوتاهمدت و میانمدت؛
- اوراق دولتی کوتاهمدت منطقه یورو؛
- بدهی محلی بازارهای نوظهور؛
- وامها و اعتبارات خصوصی با جریان نقدی شفاف؛
- اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن؛
- اوراق پربازده با کیفیت بالاتر؛
- زیرساختهایی با درآمد قراردادی یا تنظیمشده.
در مقابل، نسبت به اوراق دولتی بلندمدت موضع محتاطانه دارد، زیرا تورم پایدار، بدهیهای سنگین و افزایش «صرف term» میتوانند باعث افزایش بازده و کاهش قیمت این اوراق شوند.
۳. فراتر رفتن از برچسبهای دارایی
از نگاه سند، طبقهبندی سنتی مانند سهام، اوراق، بازار خصوصی یا بازار عمومی دیگر برای تحلیل کامل ریسک کافی نیست. سرمایهگذار باید ابتدا بپرسد چه موضوع یا ریسکی را میخواهد مالک شود و سپس ابزار مناسب را انتخاب کند.
نمونه اصلی این رویکرد، زیرساخت است که همزمان در معرض چند روند قرار دارد:
- رشد تقاضای مراکز داده و هوش مصنوعی؛
- امنیت انرژی؛
- توسعه شبکه برق؛
- گذار انرژی؛
- تورم و درآمدهای متصل به تورم؛
- بازآرایی ژئوپولیتیکی زنجیرههای تأمین.
موضوعات ژئوپولیتیکی و اعتباری
سند تأکید میکند که رقابت آمریکا و چین، جنگها، تحریمها و سیاستهای خودکفایی، زنجیرههای تأمین را به ابزار قدرت ملی تبدیل کردهاند. بنابراین فرصتهای سرمایهگذاری الزاماً در «انرژی بهصورت کلی» نیست، بلکه در گلوگاههای امنیت عرضه مانند موارد زیر است:
- تجهیزات تولید و انتقال برق؛
- شبکهها؛
- باتری و ذخیرهسازی؛
- مواد معدنی حیاتی؛
- توربینها و فناوریهای انعطافپذیری شبکه؛
- زیرساختهای حیاتی و بنادر.
در بخش اعتبار، پیام اصلی این است که سرمایهگذار نباید به برچسبهایی مانند «اوراق شرکتی»، «وام خصوصی» یا «تأمین مالی زیرساخت» اکتفا کند. باید بررسی کند بدهی با چه چیزی پشتیبانی میشود:
- جریان نقدی؛
- وثیقه؛
- زمانبندی سررسید؛
- کیفیت اسناد حقوقی؛
- حمایتهای طلبکار؛
- ارزش بازیافت؛
- ریسک نقدشوندگی و تأمین مالی مجدد.
نگاه جغرافیایی
بلکراک همچنان نسبت به سهام آمریکا بیشوزن دارد، اما هشدار میدهد که بسیاری از سبدهای جهانی در واقع نه صرفاً روی آمریکا، بلکه روی هوش مصنوعی بیشوزن هستند. تنوع جغرافیایی نیز همیشه به معنای کاهش ریسک تمرکز نیست؛ زیرا کشورهایی مانند تایوان و کرهجنوبی ممکن است از نظر جغرافیایی متفاوت باشند، اما هر دو بهشدت به زنجیره تراشهها و هوش مصنوعی وابستهاند.
مواضع کلی سند:
- آمریکا: بیشوزن؛
- اروپا: خنثی، با تمرکز بر مالی، زیرساخت، صنایع و مواد؛
- بریتانیا: خنثی؛
- ژاپن: خنثی، با علاقه به هوش مصنوعی فیزیکی و گلوگاهها؛
- بازارهای نوظهور: خنثی، اما با فرصتهایی در زیرساخت، بهویژه آمریکای لاتین؛
- چین: خنثی، با تمرکز بر هوش مصنوعی فیزیکی و نه لزوماً شرکتهای ارائهدهنده مدلهای هوش مصنوعی.
مواضع مهم داراییها
خلاصه مواضع تاکتیکی شش تا دوازدهماهه سند عبارت است از:
| حوزه | موضع کلی بلکراک |
|---|---|
| سهام آمریکا | بیشوزن |
| سهام اروپا، بریتانیا، ژاپن و چین | خنثی |
| اوراق خزانه کوتاهمدت آمریکا | خنثی، اما مطلوب برای درآمد |
| اوراق خزانه بلندمدت آمریکا | کموزن |
| اوراق دولتی کوتاهمدت و میانمدت منطقه یورو | بیشوزن |
| اوراق دولتی ژاپن | کموزن |
| اوراق رهنی آژانسهای آمریکا | بیشوزن |
| اعتبار بلندمدت با درجه سرمایهگذاری | کموزن |
| بدهی محلی بازارهای نوظهور | بیشوزن |
| بدهی ارزی بازارهای نوظهور | خنثی |
| اعتبار پربازده جهانی | خنثی، با ترجیح کیفیت بالاتر |
| زیرساخت، انرژی و گلوگاههای عرضه | مطلوب بهصورت انتخابی |
نتیجه کاربردی
نتیجه اصلی سند برای طراحی سبد این است که سبد ایستا و مبتنی بر تخصیص سنتی داراییها کافی نیست. سرمایهگذاران باید:
- سناریوهای مختلف اقتصادی را شناسایی کنند.
- میزان مواجهه سبد با رشد هوش مصنوعی، نرخ بهره، تورم، بدهی و ژئوپولیتیک را اندازهگیری کنند.
- روی گلوگاههای واقعی و قابلاندازهگیری تمرکز کنند، نه صرفاً برچسبهای سرمایهگذاری.
- درآمد را از سررسیدهای کوتاهتر و اعتبار با پشتوانه قویتر به دست آورند.
- ریسک تمرکز در شاخصهای آمریکا و بازارهای مرتبط با هوش مصنوعی را کنترل کنند.
- از سرمایهگذاری فعال، بازارهای خصوصی، زیرساخت و راهبردهای بازارخنثی برای مدیریت سناریوهای متضاد استفاده کنند.
به بیان ساده، دیدگاه بلکراک این است: جهان فعلاً در مرحله کمبود است، اما مسیر رسیدن به فراوانی احتمالی از سرمایهگذاری عظیم و پرهزینه در هوش مصنوعی، انرژی و زیرساخت میگذرد؛ بنابراین فرصتها و ریسکها همزمان در همان گلوگاهها متمرکز شدهاند.پ

دیدگاهها